باغ
باغ ( سیاوش قمیشی )
من از صدای گریه ی تو ..... به غربت بارون رسیدم
تو چشمات ... باغ بارون زده دیدم !!!
چشم تو همرنگ 1 باغِ
تو غربت غروب پاییز
مثل من از 1 درد کهنه لبریز
با تو بوی کاهگل و خاک عطر کوچه باغ نمناک
زنده میشه
با توبوی خاک و بارون عطر ترمه و گلابدون
زنده میشه
تو مثل شهر کوچک من
هنوز برام خاطره سازی
هنوزم قبله ی معصوم نمازی
تو مثل یاد بازی من ........... تو کوچه های پیر و خاکی
هنوزم برای من عزیز و پاکی !!!!!!
+ نوشته شده در ساعت توسط انور
|