از عايشه رضي‏ الله‏ عنها روايت است كه گروهي از مردم، گفتند: يا رسول ‏الله! بعضي ‏براي ما، گوشت مي‏آورند ولي ما نمي دانيم كه هنگام ذبح كردن، بسم ‏الله گفته اند يا خير؟ (تكليف ما چيست)؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «بسم ‏الله بگوييد و بخوريد».

       *************

عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي گويد: عرض كردم: اي رسول خدا! دو همسايه دارم. نخست، براي كدام يك از آنها هديه بفرستم؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «براي همسايه‏اي كه دروازة خانه اش، به تو نزديك تراست».

   **************

از عايشه رضي الله عنها روايت است كه: بريره رضي الله عنها نزد وي آمد و در مورد كتابت خود (پرداخت مال براي آزادي خويش) كمك خواست. و هنوز چيزي از مال كتابت را پرداخت نكرده بود. عايشه رضي الله عنها به وي گفت: نزد مالك خود برگرد و بگو اگر موافق هستند. من (عايشه) پول كتابت را پرداخت مي كنم مشروط به اينكه ولاي تو از آنِ من باشد. بريره به مالكش اين پيشنهاد را ارائه داد. اما آنها نپذيرفتند وگفتند: اگر عايشه رضي الله عنها در حق تو چنين احساني مي كند، بكند. ولي ولاي تو از آنِ ما است. عايشه رضي الله عنها اين مطلب را براي رسول اكرم (ص) بازگو نمود. رسول الله (ص) فرمود: «بريره را بخر و آزاد كن. همانا حق ولاء از آنِ كسي است كه او را آزاد مي كند». رواي مي گويد: بعد از آن، رسول الله (ص) برخاست و فرمود: «چرا بعضي از مردم، شرطهايي مي گذارند كه در كتاب خدا نيست؟ هركس، شرطي بگذارد كه در كتاب خدا وجود ندارد، آن شرط، باطل است. اگر چه، صد بار هم شرط بگذارد. (بايد دانست كه) شرط خداوند سزاوارتر و محكم تر است». (كه انجام گيرد).